باتوجه به اهميت بيش از پيش موضوع پيوند اعضاء در ايران و باتوجه به نياز روزافزون به عضو پيوندي، اين موضوع همواره موردتوجه سياست گزاران و برنامه ريزان نظام سلامت جمهوري اسلامي ايران بوده است و امروزه پيوند از دهنده زنده و نيز از قربانيان مرگ مغزي در ايران انجام مي‌شود.

 فرهنگستان علوم پزشكي جمهوري اسلامي ايران در راستاي وظايف ذاتي خود در جهت رصد كلان و آينده پژوهي نظام سلامت، بررسي موضوع پيوند پس از مرگ قلبي (Donation after Cardiac Death) را در دستور كارخود قرار داده است. مجموعه پيشنهادات گروه فلسفه، اخلاق پزشكي و علوم زيستي كه حاصل فعاليت‌هاي كارشناسي و نهايتا طرح موضوع در جلسه عمومي گروه است، درقالب اين خلاصه سياستي مشتمل بر 8 توصيه به شرح ذيل مي‌باشد:

1-     لازم است فعاليت‌هاي فعلي پيوند عضو دركشور شامل پيوند از دهنده زنده و نيز پيوند از قربانيان مرگ مغزي درقالب يك سيستم ملي دربردارنده يك نظام ثبت پيوسته"پيوند اعضاء" ساختارمند شود و اطلاعات دموگرافیک و پزشکی تمام گيرندگان و دهندگان عضو در اين سامانه ملي ثبت نام شوند.

2-     باتوجه به اينكه همواره مساله محدوديت اعضاي پيوندي از يكسو و ليست انتظار براي دريافت عضو از سوي ديگر كم و بيش وجود دارد، لازم است سياست‌هاي مربوط به توزيع و اختصاص اعضاي پيوندي تدوین و به صورت كاملا شفاف منتشر گردد.

3-     درحال حاضر باتوجه به حل‌شدن جنبه‌هاي اخلاقي و شرعي پيوند اعضاء از قربانيان مرگ مغزي لازم است، سازمان‌ها و مقامات مسوول تمام تلاش خود را براي فرهنگسازي، آموزش، ايجاد زيرساخت‌هاي نرم افزاري و سخت افزاري در راستاي استفاده حداكثري از اعضاء افرادي كه دچار مرگ مغزي مي‌شوند، به عمل آورند و استفاده از اين روش تامين عضو پيوندي را نسبت به ساير روش‌ها ازجمله پيوند از دهنده زنده دراولويت قرار دهند.

4-     درمورد استفاده از روش پيوند پس از مرگ قلبي به نظر مي رسد، باتوجه به سابقه تاريخي و ابعاد فقهي و حقوقي موضوع و از آنجاكه به صورت سنتي تعريف يا تشخيص مرگ  مبتني برتوقف علايم قلبي حيات بوده است. موضوع اهداي عضو پس از مرگ قلبي مي تواند در نظام سلامت جمهوري اسلامي ايران مدنظر قرار گيرد. كما اينكه درحال حاضر پيوند قرنيه بااستفاده از قرنيه افراد فوت شده براساس فتواي مراجع عظام تقليد شيعه درحال انجام است.

5-     توسعه روش‌هاي فراهم آوري اعضاي پيوندي از جمله پيوند از مرگ مغزي ويا پس از مرگ قلبي ازآنجاييكه موجب كاهش نياز به استفاده از دهندگان زنده، به ويژه در پيوند كليه مي‌شود جذابيت دوچندان دارد.

6-     ايجاد سازوكار لازم براي راه اندازي سيستم پيوند بعداز مرگ قلبي مستلزم روشن شدن ابعاد فقهي، اخلاقي و حقوقي موضوع عدم احياي قلبي – ريوي بيماراني است كه بالقوه مي توانند به عنوان دهنده عضو بعداز مرگ قلبي مطلع باشند. بااين رويكرد تدوين دستورالعمل عدم احياي قلبي – ريوي (DNR Order) بايد توسط نهادهاي ذي ربط  در دستور كار قرار گيرد.

7-     عليرغم اينكه درحال حاضر استفاده از اين روش دركشور ضروري به نظر نمي‌رسد اما پیشنهاد می شود درصورت فراهم شدن زيرساخت‌هاي لازم  توسط نهادهاي مسوول ازجمله فراهم آوردن امكانات پزشكي تخصصي، ايجاد دانش فني موردنياز و تربيت نيروي متخصص بااستفاده از اين روش در مركز مجري به صورت پايلوت انجام گيرد.

 

8-   باتوجه به اینکه برخی از بازماندگان قربانيان مرگ مغزي به دلایلی با اهدای عضو فرد صرفا با تحقق مرگ مغزی موافقت نمی کنند و وقوع مرگ قلبی پس از مرگ مغزی می تواند سبب پذيرفته شدن اهداي عضو در این افراد شود، به نظر مي‌رسد در شروع اين برنامه مي‌توان مانند برخی مراکز پیشرو در دنیا اهداي عضو افراد دچار مرگ مغزي را پس از مرگ قلبي آنها دردستوركار قرار داد. اين روش احتمالا مي تواند درمواردي موجب تشويق خانواده افراد دچار مرگ مغزي به دادن رضايت اهداي عضو گردد.