عناوین مهمترین خبرها:

 

دكتر پزشكيان: سلام به روح پاک و مطهرحضرت امام و به ياد شهيدان مان، خدمت شما اساتيد عزيز و بزرگوار سلام عرض مي کنم.. چند کلمه اي را در رابطه با شبكه و اتفاقاتي که افتاده، آن مقداري که ما اطلاع داريم، خدمت شما عرض مي کنم. انقلاب که شد نگاهي که وجود داشت نگاه عدالت، فقرزدايي، ظلم ستيزي و نگاه پاسخگويي به نياز خدمات جهت سلامت مردم شد. من در ارتباط با بهداشت و درمان و رشته خودمان مي‌گويم در قسمت هاي مختلف هر کس رسالتي داشت و کاري مي‌کرد اتفاقي که افتاد اتفاق بسيار بزرگ و تکان دهنده بود توسط يک عده گروهي که ايمان، علم و باور داشتند به صحنه آمدند و همه چيز خودشان را براي خدمت به مردم در طبق اخلاص گذاشتند و وارد صحنه شدند الان از اين آدم ها کم مي‌شود پيدا کرد. اتفاقاتي که افتاد به برکت وجود آدم هايي بود که در وزارت بهداشت و درمان کنار هم قرار گرفتند و چون علم داشتند با نگاهي که به مردم داشتند توانستند بقيه روند را هدايت کنند و جلو ببرند نگاه اين بود که ما بتوانيم به همه مردم کشورمان خدمت کنيم نگاه اين بود که به دور افتاده ترين انسانها و به کساني که دستشان به خدمت نمي رسد ما خدمات را برسانيم. اقداماتي که انجام گرفت کاملاً علمي و کارشناسانه بود اگر بخواهم به صورت سيستماتيک چند کلمه‌اي از هركدام بگويم در ساختار، در برنامه و در مديريت و در منابع اتفاقات عجيبي شکل گرفت  براي اين که بشود پاسخگويي به آن هدف عدالت و دسترسي در جامعه ايجاد کرد ساختار سيستم بهداشتي درماني را به هم ريختند يک جور ديگر نگاه کردند و يک جور ديگر برنامه را طراحي کردند و نقشه کشيدند ساختاري درست کردند که در حقيقت بر مبناي اين ساختار دسترسي به خدمات در تمام نقاط کشور شکل بگيرد و بر اساس عدالت شکل بگيرد اينجوري نبود که مثلا در شهر هاي بزرگ بيمارستان هاي آنچناني بسازند و در مناطق محروم جوري ديگر. نگاه از شهرهاي بزرگ به روستاها رفت و هر چقدر محروم تر نگاه عميق تر و بيشتر و حساسيت به آن بيشتر شد اين نگاه وقتي شکل گرفت تبديل شد به يک شبکه‌اي و ساختاري درست کردند که در اين ساختار جمعيت تعريف شده، فضاي تعريف شده، تجهيزات تعريف شده، نيروهاي تعريف شده وجود داشتند که بتواند خدمت دهد. براي اينکه اين ساختار شکل بگيرد ادبياتي که براي بکارگيري نيروي انساني و ساختار مديريت بود بهم ريخت. بايد ميشد که در روستاها آن خدمت را داد و نميشد كه از تهران و تبريز نيرو تربيت كرد، از خود محل نيرو را انتخاب کردند و در محل آموزش دادند يعني شکل گيري اين ساختار و مديريت آن علمي و کارشناسانه بود که توانست نتيجه بدهد. براي ساختار شبکه که خانه بهداشت و مرکز بهداشت بود و سطوح بعدي و تعريف هايي که انجام گرفته بود به صورت علمي، طبيعتاً بايد ادغام شکل مي‌گرفت که آقاي دکتر مرندي آن ادغام ها را خدمت شما عرض کردند کارهاي بسيار عجيبي شکل گرفت تا اين ادغام صورت بگيرد شايد به صورت کلي نتوانم در اين ۲۰ دقيقه توضيح دهم فقط به آنها اشاره و جمع بندي مي کنم. برنامه ادغام يافته بود برنامه هم خدمات درماني، هم بهداشتي، هم پيشگيري و هم مشارکت هاي مردمي بود و PHCکه دنبال آن بودند، عدالت، مشارکت، روابط بين بخشي و تکنولوژي مناسب در آنجا شکل گرفته بود. از بالا افرادي که مديريت مي كردند آدمهاي بسيار دلسوز، کارشناس و با اعتقاد بالا هر کاري را مي‌کردند. مديريتي که در اين ساختار شکل گرفت، تکنيک هايي را در اين سيستم براي آن برنامه ها درست كرد از نظر علمي که الان ما در هيچ کدام از قسمت‌هاي بعدي چنين نگاهي را نمي بينيم. در مديريت آن چيزي را که از نظر علمي بايد به آن توجه مي‌کردند سه تا اصل داشت در تمام بحث هاي علمي سه تا اصل مديريتي را همه بايد ببينند اگر نبينند مديريت بي معني است: چه کسي مسئول است (responsibility)، چگونه بايد عمل بکند (performance)و چگونه بايد پاسخگو باشد (accountability) . ساختاري که درست کرده بودند در آنجا گفتند چه کسي مسئول است؟ چه کار بايد بکند و چگونه بايد پاسخگو باشد؟ براي اينکه اين performance را بتوانند نظارت بکنند ابزاري درست کردند ذيج حياتي،‌ پرونده خانوار، سيستم‌هاي ارزيابي ساختاري براي آن درست کردند که اين ساختار کاملاً به روز و آنلاين بود. Personal performance management و يا مديريت نيروي انساني در آنجا کاملا به صورت علمي بود اينجوري نبود که ما نيرو را بگيريم و در يک خانه بهداشت بفرستيم و هر کاري دلش خواست بکند. الان فرد به عنوان هيئت علمي استخدام ميشود کار بکند و يا نکند کسي به کار او کاري ندارد اگر عمل کند يا نکند درس بدهد يا ندهد خوب درس بدهد يا ندهد کسي با او کاري ندارد ولي آنجا اينجوري نبود آنجا امکان نداشت که يک کسي را سرکار بگذارند و آن performance که برايش تعريف کرده بودند عمل نکند فرداي آن روز با او تسويه حساب مي کردند. مديراني که در سيستم قرار گرفته بودند و ساختاري که درست کرده بودند هر لحظه و هر روز هر هفته آن را چک مي‌کردند و ارزيابي مي‌کردند performance based بود مديريت عملکرد نيروي انساني بر اساس برنامه‌اي که براي آن تعريف کرده بودند مديريت و نظارت مي شد داده ها جمع مي شد و بر اساس اين داده‌ها تصميم‌هاي  بعدي گرفته مي‌شد اتفاق عجيبي رخ داد يعني مديريت علمي بود که اين اتفاقات را در آن سيستم به وجود آورد، performance related budgeting  ميكردند يعني بر اساس جمعيت تعريف شده منابع مشخصي را به آن تخصيص مي دادند اين جوري نبود که هر که چونه بزند پول بيشتري بگيرد و اگر آدم نداشته باشد امكانات بهش نميدهند عقلي و علمي حاکم بود که بر اساس عدالت  جهت دسترسي و پوشش همگاني نظارت مي کرد که همه بتوانند آن خدمت را بگيرند و فقرا و محرومين و دور افتادگان بيشتر بگيرند و مديران ارشد دلشان به حال آنها مي سوخت و کساني که پول دارند آشنا دارند مي توانند امکانات را بردارند و ببرند. نگاه به محرومين بود نگاه به مستضعفين بود نگاه به دور افتاده ها بود نگاه به آنهائي بود كه در خطرند سوادشان کم بود علمشان کم بود پولشان کم بود دسترسي نداشتند و نمي توانستند دسترسي پيدا کنند ولي مديراني که آن بالا نشسته بودند و انقلاب و اين نگاه را مديريت مي‌کردند با تمام وجودشان در صحنه بودند اين ارزش بود. الان خيلي ها تلاش ميکنند که آمريکا بروند بزرگاني جايگاهشان و درسشان را از آمريکا و کشورهاي پيشرفته ول کردند و با اين نگاه خدمت کردند اينها بودند که توانستند چنين صحنه هايي را به وجود بياورند و اين دستاوردها را خلق کنند. اتفاقاتي که در کاهش مرگ و مير، بهبود اميد به زندگي، مراقبت هاي مادر و کودک و اتفاقاتي که در بهداشت افتاد اين اتفاقات ساده نبود و اينجوري نبود که يک عده جمع شوند و بدون آگاهي و علم كار كنند علم بود باور و اعتقاد بود و بر اساس اين باور و اعتقاد آن مشارکت را توانستند جلب و جذب کنند و با تکنولوژي مناسب عمل کنند و اينگونه بود که توانستيم به آن دستاوردهايي که امروز به آن افتخار مي کنيم در PHC به جايگاهي برسيم که از نظر جهاني و منطقه اي هميشه از ما نام مي بردند اين نام را يک پشتوانه علمي و باور و اعتقاد و گاهي با آن همراه بود و نگاه هم بر اساس عدالت بود. وقتي به سطوح بعدي مي آييم که به مراکز بهداشت و بعد به بيمارستان ها مي رسيم گروهي که بايد ادغامي را شکل مي‌دادند، سطح بندي و آموزش را در حقيقت community orientedميكردند و يا community basedمي‌کردند ديگر آن باور و اعتقاد و آن علم و مهارت کمتر در آنجا شکل گرفت يعني جايي که بايد در سطوح بعدي با اين نگاه عمل مي‌کردند يعني آن تيمي که بتواند سطوح بعدي را شکل دهد اين علم و آگاهي را نداشت ما در بهداشت و درمان، در اقتصاد بهداشت از چهار تا اصل حرف مي زنند ميگويند چه توليد کنيم چه مقدار توليد کنيم با چه کيفيتي توليد کنيم و بعد کجا پخش کنيم. کل علم اقتصاد و اقتصاددانان بايد جواب اين چهار سوال را بدهند چه چيزي توليد کنند با چه کيفيتي چه مقدار و کجا پخش کنند؟ در پزشکي اين روند يک چارچوب معني داري داشت گيرم كه بعضي جاها بر اساس فشار نماينده‌ها مسائل سياسي زور و بحث هاي ديگر يکسري گسترش هاي غير علمي و غير کارشناسي شکل گرفت ولي در  بهداشت و درمان کنترل شده تر بود کمتر اين اتفاق شکل گرفت

الان 2700 تا دانشگاه داريم، چند تا دانشگاه براي چه جمعيتي؟؟؟ براي يك دوره مديريت به تايلند رفته بودم همراه با 9 تا رئيس دانشگاه ديگر، يك خانم كه براي تدريس آمده بود به ما گفت چند تا دانشگاه داريد گفتيم 40 تا پرسيد چقدر جمعيت داريد گفتيم  60ميليون گفت ميخواهيد دانشجويانتان را بخوريد، گفت اقتصاد چهار حرف است چه چيزي توليد کنيم چه مقدار با چه کيفيت و کجا پخش کنيم. ۴۰ تا دانشگاه درست کرده‌ايد براي ۶۰ ميليون جمعيت چرا بايد ۴۰ دانشگاه وجود داشته باشد آن تناسبي که بايد درست کنيد کيفيتي که بايد در آن ايجاد کنيد و نفراتي كه بايد آموزش دهيد ، براي چه اين كار را ميكنيد؟؟ و الان گرفتار شده‌ايم در دانشگاه‌هايي که زديم نيروهايي که تربيت کرده ايم و بازاري که نداريم و کساني که بايد در بازار براي آنها کار وجود داشته باشد ولي کار وجود ندارد اما در پزشکي تا حدود زيادي توانستيم اين را کنترل کنيم با ساختار شبکه و با امکانات و ان فشارهايي هم که بود کمتر در پزشکي توانست آن گسترش‌ها را ايجاد کند البته ايجاد هم کرده و وجود دارد ولي نه به آن شدتي که در وزارت علوم به وجود آمد ساختاري شکل گرفت علمي و بعد بر اساس جمعيت تعريف شده نيروهايي تربيت شده بود که هدف روشني داشتند گروه هدف معلوم بود و اين نيروها بايد براي آن گروه هدف خدمت کنند نوع خدمت هم معلوم بود و بعد پاسخگويي هم در قبال آن معلوم بود و اين چيزي بود که باعث آن دستاوردهاي بزرگي شد چون برنامه هم در درون اين ساختار هرروز upgradeو بروز مي شد و اصلاح مي شد. دستاوردهاي بسيار بزرگي به دست آورديم مرگ و مير را کاهش داديم عدالت را ايجاد کرديم پوشش همگاني ايجاد کرديم، در آن سطح برنامه اي که در PHCبود بايد با اين PHC و با آن نگاه، نگاهمان را عوض مي‌کرديم دنيا در حال تغيير بود ما هم در حال تغيير بوديم بايد نگاهمان را عوض مي‌کرديم کتابي که در ۲۰۰۸WHO نوشته بود (primary health care…)‌بايد دوباره بازنگري مي‌کرديم اين سطح بندي را، اين ارجاع را و آموزش را و بر اساس عدالت اقدام مي کرديم و چون يواش يواش از روند اوليه انقلاب دور شديم و آدمهايي که عشق و باور و ايمان داشتند کم کم بازنشسته شدند و از دنيا رفتند و بايد ياد كنيم از مرحوم دكتر شادپور و دكتر پيله رودي و همه عزيزاني که در آن زمان بودند و براي اين ساختار تلاش کردند و شب و روز زندگي شان را گذاشتند قابل قدرداني هستند اما يواش يواش بالا كه آمد مکانيسم هايي که براي مديريت و براي نظارت تعريف کرديم آن مکانيسم هائي نبود که در سطوح اوليه شکل گرفت ديگر بر اساس مديريت عملکرد نيروي انساني با نيروها قرار داد نبستيم، يك چارت درست کردند و استخدام کردند. چه کار کنند چه کار نکنند سر ماه پول ميگيرند نگاه را از مردمي و از نگاه فراگير کشيديم به سمت رقابت در بازار پول، اختلافاتي که به وجود آمد از جايي به وجود آمد که نگاهي که بايد بر اساس عدالت و بر اساس خدمت به مردم و پوشش همگاني بود در سطوح بالا رنگ و شکل ديگري به خودش گرفت و روز به روز ما را از آنچه که بايد به طرفش برويم به نظر من در سطوح بالا دور کرده چون در برنامه ديدم که عزيزان ديگر از ساختار دارويي ساختار تجهيزاتي و ساختار سطوح بعدي خدمات خواهند گفت وارد نميشوم كه در اين ساختارهاي سطح بعدي چه اتفاقاتي رخ داده و چه دستاوردهاي داشتيم که بزرگ بود و قابل قدرداني و چه اشتباهاتي درش اتفاق رخ داده که اگر نتوانيم آن ها را اصلاح کنيم ممکن است بيشتر دستاوردهاي ما را با چالش هاي جدي مواجه بكند الان ما نخواهيم توانست سطح بندي را، پزشک خانواده را، ارجاع را در يک مملکت اجرا بکنيم که در آنجا يک آدم با انگيزه نخبه دانشجوي پزشکي را كه پزشك عمومي است، ما بگويم که تو در يک روستا و در يک منطقه دور افتاده بمان و به او بگوييم مثلا ده ميليون تومن بهت ميدهيم و بعد همون آدم با يک تخصص ديگر با يك تکنولوژي ديگر بتواند 80 ميليون دربياورد اين بي عدالتي در مکانيسم‌هاي پرداخت، اين بي عدالتي در ساختار هايي که شکل گرفت ماندگاري و ثبات را در سيستم ما به خطر مي‌اندازد و به خطر انداخته. نتوانيم مکانيزم پرداخت را،‌performanceرا، تکنيک ها را در سطوح بعدي شکل بدهيم اين دستاوردهاي پر افتخار نظام مان با خطر مواجه خواهد بود بايد مواظب باشيم بايد بدانيم مكر با کفر ميماند با بي عدالتي نمي ماند. عدالت در پرداخت، در خدمت، در پوشش، در جنسيت، جايگاه ها فرصت ها،‌ نمي شود به يکي فرصت داد به يکي نداد يکي را قبول کرد يکي را قبول نکرد يکي را ديد و يکي را نديد همه را بايد ببينيم همه مردم را به خصوص آنهايي که نيازمندتر هستند آنهايي که گرفتار ترند آنهايي که دردمندترند ما مسئول سلامت هستيم کساني که مسئول سلامت اند بايد پر خطر ها را ببينند خطر کساني را تهديد مي‌کند که دور افتاده ترند بي سوادند فقيرند بيکارند آدم ندارند در نتيجه کساني که در فکر سلامت مردم‌اند بايد بينديشند با همان باور با همان اعتقاد با تمام وجودشان بايد به آنها خدمت کنيم نگذاريم که آنها بميرند به خاطر اين که سواد و پول و آشنا ندارند و دسترسي ندارند. ما نياييم تکنولوژي درست کنيم مثل آمريکا اما با پول ايران نميشود با پول ايران تکنولوژي آمريکا را بر اساس عدالت در کشور پياده کرد بايد با پول خودمان با همان بهورز هايي که سيكل سواد داشتند اما کاري کردند که بيشتر از متخصصين و فوق تخصص‌هاي ما توانستند زندگي انسانها را نجات دهند آن تکنولوژي که بتواند با شرايط ما سازگار باشد، با منابع ما سازگار باشد و توان ارائه و ادامه و پايداري را در آن ايجاد کند بتوانيم در مملکت مان ايجاد کنيم مسئوليت ما و بزرگان است و يک باور است که انشالله بتوانيم با آن اعتقاد آن راه را برويم تشکر مي کنم از همه عزيزاني که ما را به اينجا رساندند زحمت کشيدند تلاش کردند با اعتقاد و با باورشان آمدند نه دنبال نام بودند و نه دنبال پست بودند و با عشق کار کردند و اين بود که تاثير گذار بود و توانست ما را به اينجا برساند اگر چنين باورهايي را دوباره در صحنه داشته باشيم خواهيم توانست بيشتر از اين و بالاتر از اين و برتر از اين به جايگاه هاي بلندتر دست پيدا کنيم