دسته بندی
پنجشنبه 1405/01/6 10:25
شماره :
3126
تحلیلی از دکترکامران باقری لنکرانی عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی؛

قدرت‌های ناشناخته ایران در میدان نبرد

ایجاد شکست ادراکی راهبرد دشمن در قبال مردم ما
 روند وقایع نشان داد که حتی ضایعه‌ای به عظمت شهادت قائد عظیم الشان انقلاب قدس الله نفسه الزکیه ، انقلاب اسلامی را از پا نمی اندازد و «گره‌های قدرتِ ایران» از ساختارِ متمرکز به ساختارِ «توزیع‌شده» تغییر یافته و غیرقابل‌انهدام شده‌اند. انتخاب سومین رهبر انقلاب اسلامی مدظله العالی در کوتاهترین زمان ممکن و موضع گیری های راهگشا و هوشمندانه حضرت ایشان در دو پیامی که صادر کردند و حمایت عظیم مردمی در بیعت با ایشان ، امید دشمن را بر باد داد .
در کنار این موفقیتها دشمن با استفاده از کمپین‌های اطلاعاتی، سعی دارد پیروزی‌های میدانی ایران را به عنوان «شکستِ انسانی» توصیف کند چرا که میداند شکستِ فیزیکی در میدان، به اندازه «شکستِ ادراکی» خطرناک نیست.

تابلویِ واقعیت؛ چرا تنش‌ها به نقطه بی‌بازگشت رسید؟
ما از دوران «بیانیه‌ صادر کردن» و «مذاکرات بی‌حاصل» عبور کرده‌ایم. امروز، هم ایران و هم رقبای جهانی‌اش (آمریکا و متحدان) تمام حرف‌هایشان را زده‌اند. امروز، هیچ طرفی حرفِ مگویی ندارد؛ هم دشمن تمامِ گزینه‌هایش را روی میز گذاشته و هم ایران تمامِ خطوطِ قرمز را ترسیم کرده است. در بهار 1405 ما از «دیپلماسیِ کلامی» به «موازنه اراده‌ها» رسیده ایم.
در چنین شرایطی، «منطقِ قدرت» حکم‌فرما می‌شود. کیست که در میدان دوام بیاورد؟ وقتی دیپلماسی به بن‌بست می‌رسد، «قدرتِ واقعی» در میدان تعیین‌کننده است. این یک واقعیتِ سخت است . اکنون زمانِ آن است که مشخص شود کدام اراده در عمل برتر است.

 کالبدشکافیِ رفتار دشمن؛ چرا فشارها «غیرعقلانی» شده است؟
چرا دشمن (ائتلاف غربی-صهیونیستی) در سال ۱۴۰۵ این‌قدر تهاجمی عمل می‌کند؟ چون مدل‌های محاسباتی آن‌ها برای «فروپاشی ایران» شکست خورده است. رفتارِ تهاجمیِ دشمن (آمریکا و صهیونیسم)، نه از روی «طرحِ جدید»، بلکه ناشی از «غیظِ ناشی از شکست» است. آن‌ها تصور می‌کردند با ترور و تحریم، اراده‌ی ملی فرو می‌پاشد، اما ماندگاریِ ما، آن‌ها را به جنونِ نظامی کشانده است. همزمان نفوذِ آمریکا در غربِ آسیا به شدت کاهش یافته و حتی متحدانش نه به او اعتماد دارند و نه دیگر قدرتش را باور دارند . این «خشمِ ناشی از خفگی»، آن‌ها را به سمتِ حملاتِ انتحاری سوق داده است. آن‌ها دچار نوعی «سرخوردگیِ راهبردی » شده‌اند. حملاتِ کور و فشارهای حداکثری، واکنشِ موجودی است که در گوشه‌ی رینگ گیر افتاده و برای نجاتِ آبرویش، سنگین‌ترین ضربات (اما بدون تمرکز) را وارد می‌کند.


 

X