بهرهوری در مراکز بهداشتی و درمانی دولتی؛ از مدیریت هزینه تا ارتقای ارزش سلامت

دکترخلیل علی محمدزاده عضو وابسته فرهنگستان علوم پزشکی در مصاحبه با خبرنگار روابط عمومی و امور بین الملل فرهنگستان علوم پزشکی، ضمن تبیین الزامات پنجگانهی ارتقای بهرهوری گفت: نگاه بهره وری در نظام سلامت باید اصلاح شود.
در نظامهای سلامت مدرن، بهرهوری دیگر به معنای صرفهجوییِ صرف نیست. اما چگونه میتوان در یک سازمان درمانی دولتی که با محدودیت منابع و انتظارات بالای مراجعین (بهویژه بازنشستگان) روبروست، به کارایی حداکثری دست یافت؟ در این گفتگو، دکتر خلیل علی محمدزاده، پزشک و استاد مدیریت راهبردی سلامت، الزامات پنجگانهی ارتقای بهرهوری را تبیین میکنند.
جناب دکتر، معمولاً وقتی از بهرهوری در مراکز دولتی صحبت میشود، ذهنها به سمت کاهش بودجه میرود. تعریف دقیق شما از بهرهوری در یک سازمان درمانی چیست؟
ببینید، ما باید نگاهمان را به بهرهوری اصلاح کنیم. بهرهوری در نظام سلامت برخلاف صنایع تولیدی، صرفاً به معنای کاهش هزینهها یا افزایش تعداد مراجعین نیست. بر اساس رویکردهای نوین، بهرهوری یعنی دستیابی به بهترین پیامد سلامت با استفاده بهینه از منابعما در مراکز درمانی که جامعه هدفشان کارکنان و بازنشستگان هستند، باید به دنبال خلق ارزش باشیم. ارزش یعنی تقسیم نتایج درمانی بر هزینههای صرف شده. بنابراین، موفقیت ما زمانی است که با ارتقای سواد سلامت، فرآیندها را بر نتایجی متمرکز کنیم که برای بیمار بیشترین اهمیت را دارد، نه اینکه صرفاً حجم خدمات را بالا ببریم.
شما در صحبتهایتان به سواد سلامت اشاره کردید. این مفهوم دقیقاً کجای پازل بهرهوری قرار میگیرد؟
اتفاقاً این یکی از کلیدیترین و در عین حال مغفولماندهترین ابزارهاست. ارتقای سواد سلامت مراجعین، بهویژه در جامعه عزیز بازنشستگان، مستقیماً از اتلاف منابع جلوگیری میکند. وقتی بیمار دستورالعملهای پزشکی را بهدرستی درک کند، مراجعات غیرضروری به متخصصین کاهش مییابد، بستریهای مجدد کمتر میشود و پایبندی به مصرف دارو بالا میرود. توانمندسازی بیمار، در واقع بار کاری کادر درمان را سبک کرده و از هدررفت منابع دارویی و لجستیکی جلوگیری میکند.
در بحث ساختار و فرآیندها، بسیاری از مراکز با بروکراسیهای پیچیده مواجه هستند. راهبرد پیشنهادی شما برای اصلاح این وضعیت چیست؟
ما باید از الگوی کلاسیک ساختار، فرآیند و پیامد استفاده کنیم. بهرهوری زمانی محقق میشود که ساختار فیزیکی و انسانی ما دقیقاً در خدمت فرآیندهای بالینی باشد. در مدیریت سازمانهای سلامت، ما مفهومی به نام مدیریت ناب داریم که هدفش حذف «مودا» یا همان اتلافهاست. با حذف گامهای زائد در مسیر پذیرش تا ترخیص، میتوان بدون ریالی افزایش بودجه، ظرفیت عملیاتی مرکز را تا ۳۰ درصد ارتقا دادو این یعنی استفاده از ظرفیتهای پنهان سازمان
نقش تکنولوژی و تحول دیجیتال را در این میان چگونه میبینید؟
امروزه تحول دیجیتال، بهویژه استقرار کامل پرونده الکترونیک سلامت، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه زیرساخت اصلی بهرهوری است. سیستمهای دیجیتال از تکرار آزمایشهای موازی و خطاهای دارویی جلوگیری میکنند. این موضوع در مراکز ویژه بازنشستگان که معمولاً با تعدد دارو و بیماریهای زمینهای روبرو هستند، اهمیتی دوچندان دارد. دیجیتالی شدن دقت را بالاتر و هزینه را کمتر میشود کند.
و در نهایت، عامل انسانی؛ چطور میتوان انگیزه کارکنان را با بهرهوری سازمان گره زد؟
قلبِ بهرهوری در مراکز درمانی، نیروی انسانی است. فرسودگی شغلی کادر درمان مستقیماً به ایمنی بیمار ضربه میزند و هزینههای پنهان سازمان را بالا میبرد. بهرهوری به سلامت روان و انگیزه کارکنان وابسته است. ما باید به سمت نظامهای پرداخت مبتنی بر عملکرد حرکت کنیم و پرسنل را در تصمیمگیریهای فرآیندی مشارکت دهیم. وقتی پرستار یا پزشک ما حس کند که نظراتش در اصلاح فرآیندها دیده میشود، با تعهد بیشتری در مسیر ارتقای کارایی قدم برمیدارد.
به عنوان جمعبندی، اگر نکته پایانی و راهبردی مد نظرتان هست، بفرمایید.
کلام آخر اینکه؛ ارتقای بهرهوری را نباید یک پروژه مقطعی دید؛ بلکه این امر یک تغییر پارادایم راهبردی است. برای دستیابی به نتایج ملموس، ضرورت دارد که فرهنگ بهرهوری، از بدنه صف و پذیرش تا لایههای مدیریت ارشد، نهادینه شده و به یک میثاق مشترک سازمانی تبدیل شود.بهرهوری یک مسیر دائمی و یک تغییر نگرش بنیادی است. با بخشنامههای کوتاهمدت تحولی رخ نمیدهد؛ تحول واقعی زمانی آغاز میشود که ارتقای بهرهوری در تمامی ارکان و سطوح سازمان، به یک باور عمومی تبدیل شود.همانطور که عرض شد؛ عبور از مدلهای سنتی و حرکت به سوی مدیریت ارزشمحور، یک موفقیت راهبردی در ارتقای بهرهوری است که ثمرهی آن می تواند در قالب ارتقای سلامت بیماران و پایداری منابع ملی تجلی یابد.





