دسته بندی
یکشنبه 1405/03/31 06:08
شماره :
3518

غزل کم نظیر مرحوم حسین منزوی با نگاهی به عمق فلسفه عاشورا 

 باید که به خونت بنگارند دبیران

 

ای خون اصیلت به شتک‌ها ز غدیران

افشانده شرف‌ها به بلندای دلیران

 

جاری شده از کرب و بلا آمده وآنگاه

آمیخته با خون سیاووش در ایران

 

تو اختر سرخی که به انگیزه‌ تکثیر

ترکید بر آیینه خورشیدضمیران

 

ای جوهر سرداری سرهای بریده

وی اصل نمیرندگی نسل نمیران

 

خرگاه تو می‌سوخت در اندیشه تاریخ

هر بار که آتش‌ زده شد بیشه شیران

 

آن شب چه شبی بود که دیدند کواکب

نظم تو پراکنده و اردوی تو ویران؟

 

وآن روز که با بیرقی از یک سر بی‌تن

تا شام شدی قافله‌سالار اسیران

 

تا باغ شقایق بشوند و بشکوفند

باید که ز خون تو بنوشند کویران

 

تا اندکی از حق سخن را بگزارند

باید که به خونت بنگارند دبیران

 

حد تو رثا نیست عزای تو حماسه‌ست

ای کاسته شأن تو از این معرکه‌گیران

img.alt
img.alt
X