دسته بندی
سه شنبه 1405/01/25 04:35
شماره :
3228
دکتر مهدی عباس زاده عضو گروه سلامت معنوی اسلامی فرهنگستان :

نقش سوگیری‌های شناختی و الگوریتمی در جنگ شناختی

دکتر مهدی عباس زاده عضو گروه سلامت معنوی اسلامی فرهنگستان علوم پزشکی کشور، در یادداشتی تحلیلی به بررسی نقش سوگیری‌های شناختی و الگوریتمی در جنگ شناختی پرداخته و آن را یکی از ابعاد مهم و کمتر دیده‌شده این نوع نبرد معرفی کرده است. 
وی در این یادداشت، چگونگی شکل‌گیری و تأثیر این سوگیری‌ها بر تصمیمات فردی و جمعی و همچنین کارکرد آن‌ها در تهاجمات دشمنان علیه ایران را تشریح می‌کند.
نکات دکتر عباس‌زاده به شرح زیر است:
از جمله مباحث مطرح در علوم شناختی، سوگیری‌های شناختی و الگوریتمی است. اما این دو در جنگ شناختی (Cognitive warfare) نیز نقش ویژه‌ای ایفا می‌کنند که با وجود اهمیت آن، کمتر به آن پرداخته شده است. در این یادداشت کوتاه می‌کوشیم به این مسئله مهم توجه کنیم.
سوگیری شناختی (Cognitive bias):
شناخت و ادراک انسان گاه با سوگیری‌هایی مواجه می‌شود که به گونه‌ای نظام‌مند، تکرارشونده و گاه با الگوی قابل پیش‌بینی، در فرآیند پردازش و تفسیر اطلاعات در جهان خارج، یا مانع از رسیدن به واقع مطلب می‌شوند یا دستیابی به آن را با مشکل جدی مواجه می‌کنند و از این رهگذر، در تصمیمات انسان نیز تأثیر منفی می‌گذارند.
سوگیری‌های شناختی، گاه خودساخته و خودپرداخته هستند، یعنی ذهن خود فرد باعث می‌شود این سوگیری‌ها در شناخت و ادراک وی شکل بگیرند و گاه دیگرساخته و دیگرپرداخته هستند، بدین معنا که از بیرون فرد (افراد، نهادها، رسانه‌ها و ابزارهای ارتباط جمعی، فضای مجازی و اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و …) به وی القا می‌شوند و باید توجه داشت که قسم دوم، در جنگ شناختی کارکرد ویژه‌ای دارد.
سوگیری الگوریتمی (Algorithmic bias):
از سوی دیگر، الگوریتم، فرآیند اجرای مجموعه‌ای از عملیات و دستورعمل های مشخص، برای رسیدن به هدفی از پیش تعیین شده یا حل مسئله‌ای خاص است. بنابراین در یک الگوریتم، دست‌کم سه عامل وجود دارد: ورودی، دستورعمل یا پردازش صحیح، و خروجی. الگوریتم‌ها هم می‌توانند سوگیری‌های خاصی داشته باشند. در واقع، هوش مصنوعی از الگوریتم‌هایی بهره می‌گیرد که کاملاً کنترل‌شده هستند و در خدمت جنگ شناختی قرار می‌گیرند، به این نحو که با ارائه داده‌های مشخص و دستورعمل های معین، خروجی‌های هدفمندی را بطور ماشینی تولید و بنحو گسترده در رسانه‌ها، فضای مجازی و اینترنت منتشر می‌کنند.
به نظر می‌رسد در جنگ شناختی، نه تنها فرد، بلکه جامعه نیز ممکن است دچار سوگیری‌های شناختی و الگوریتمی شود، یعنی ذهن افراد و ذهنیت جامعه، به سوی منافع و مطالبات دشمن بویژه القای ضعف و انفعال حاکمیت و کشور، جهت‌دهی گردند و فروپاشی از درون را که گاه با جنگ نظامی بدست نمی‌آید، باعث شوند.
اکنون و در جریان تهاجم صهیونی-آمریکایی به ایران اسلامی، با توجه به ابزارهای مختلف ارتباطی و اجتماعی که در اختیار دشمن قرار دارند و بویژه ماهیت پیچیده جنگ‌های شناختی که دارای ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی سیاسی و دیپلماتیک، حقوقی و … است و نیز جهات زبان‌شناختی، استعاری و روایتی گوناگونی که در این جنگ‌ها مطرحند، التفات ویژه حاکمیت و مردم به امور و مدیریت درست و دقیق این فضا بسیار لازم است و لذا نباید تنها و یکسویه صرفاً بر بعد نظامی جنگ تمرکز شود و این از اقتضائات مقابله با جنگ‌های ترکیبی است.
همچنین ارتقای سطح بینش، معنویت و خاصه سلامت معنوی با رویکرد اسلامی در سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی می‌تواند در تاب آوری ما در مقابله با تهدیدات شناختی، بسیار مؤثر باشد.
 

X